
با پالتویی کهنه و رنگ و رو رفته و با جثهای سنگین، در خیابانهای سرد نیویورک گام برمیدارد و استیصال را پیش رویمان میگذارد. تنهاست و به جز یک گربه شریک دیگری در زندگیاش نیست. طراحی صحنه خانهاش نشان میدهد که به هیچ عنوان زندگی قابل توجهی بهعنوان یک نویسنده مشهور ندارد. وجود حشرات مرده روی بالشش، بویی از تفعن زندگیاش میدهند. بهشدت بد دهن است و به هیچ عنوان تحمل نویسندگان هم عصرش را ندارد..........نفرت انگیز و همزمان شگفت انگیز...........
برچسب:
نویسنده: سپیده عباسی