خرید بک لینک
بعد از تماشاي «آهنگ به آهنگ» بنظر ميرسد كه با يك ترنس ماليك تازه مواجه هستيم. فيلمسازي كه بعد از موفقيت انتقادي شاهكارش «درخت زندگي» يكسره داستانگويي را كنار گذاشت و با افراط در نمايش معنوي/آييني «ياس و افسردگي» از طريق پلانهاي مالوف، و با پشت كردن به يك ساختار/الگو روايي، از طريق نمايش لحظات/مكثهاي فردي در نسبت با مدرنيت موحش و ماشيني، دو فيلم «نانسنس» و سختفهم «به سوي شگفتي» با محوريت بن افلك و «شواليه جامها» با حضور كريستين بيل را ساخت. اما حالا و بعد از فيلم سوم «آهنگ به آهنگ» با فيلمسازي طرف هستيم كه سعي كرده از انتزاع، ملال و معنويت «اسلوموشن» به نمايش انسان و داستان برسد. به همين خاطر برخلاف دو فيلم قبلي در «آهنگ به آهنگ»، بجاي امانوئل لوبسكي فيلمبردار، بازيگرها برجسته و پررنگ ميشوند و شكل ذاتي و شيوه حضورشان در فيلم، شكل و ماهيت درام را رقم ميزند. انگار كه ترنس ماليك فرهيخته در «آهنگ به آهنگ» سر به سر فيلمهاي عاشقانه هزاره سوم گذاشته است. او با نگاهي طعنهآميز و انتقادي، شخصيتهاي اصلي فيلمهاي «عاشقانه» و ستايششده اين چند سال را احضار ميكند و در فيلمش آنها را وا ميدارد تا بهم عشق بورزند، خيانت كنند، مشتاق ديدن هم باشند و حضورشان همديگر را معذب و پريشان كند.

بهترين شخصيت فيلم و قلب داستان كه اساسا «آهنگ به آهنگ» بخاطرش شكل گرفته روني مارا است. با همان نگاههاي مات و سرماي ناشي از هوش. ماليك او را از «كارول» تاد هينز به جهان فيلم خود آورده تا رنج، اندوه، رخوت و شكنندگي او را از خلال سه رابطهي عاطفي كه تجربه ميكند نشان دهد. مايكل فسبندر بعنوان زمختترين كاراكتر فيلم، از دنياي «شرم» استيو مككويين، قدم در اين جهان عاشقانه گذاشته است. مردي كه شبيه به كاراكتر پرطرفدارش در «شرم» بر وجه جسماني و جنسي «عشق» تاكيد دارد و سالها است كه دچار خلا معنوي شده. برخلاف كاراكتر رايان گاسلينگ كه به دوستي و عاطفه و معاشرت و همنشيني با آدمها تمايل دارد و همچون تمام نقشهايي كه گاسلينگ در فيلمهاي ديگران بازي كرده، اينجا هم خويشتنداري و تواضع، عاملي براي رسيدن به معشوق ميشود و گذر از خلاهاي معنوي و نيازهاي عاطفي. ترنس ماليك بازي با پيشينه و اسلوب بازيگران را در قالب دو شخصيت زن افسردهحال «آهنگ به آهنگ» هم ادامه ميدهد. ناتالي پورتمن همان هراسها و كابوسهاي شخصيتش در «قوي سياه» دارن آرونوفسكي را به شيوهاي درونيتر نمايش و بازتاب ميدهد و البته با روحيهاي تراژيكتر نهايتا به نابودي و مرگ ميرسد. و در نهايت كيت بلانشت هم گويي سوار بر ماشين زمان شده و با كاراكترش در «بلو جزمين» وودي آلن، به آمريكاي قرن بيست و يكم قدم گذاشته. جايي كه پذيرش فسردگي و ملال، جايگزين تظاهر و توجيه زنان قديمي شده و نياز به عشق بزرگترين تمنا و تمايل انساني محسوب ميشود. «آهنگ به آهنگ» شوخي يا بعبارت بهتر تكملهاي از يك پيرمرد فرزانه بر فيلمهاي عاشقانه اين دو دهه است. جايي كه آدمها با گذر از ماهيت «عروسكهاي خيمه شببازي» دو فيلم قبلي ماليك، واجد شخصيت ميشوند و با تصميمات و اعمالشان، مسير مقدر شده از سوي فيلمساز را واجد احساس و معنا ميكنند. نویسنده : پویان عسگری

+ نوشته شده در سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۶ساعت 20:4  توسط مدیر وبلاگ |

برچسب: نویسنده: سپیده عباسی تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1396 ساعت: 0:42

صفحه بندی